دلایل توجه به افکار عمومی در دنیای امروزی
به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست
موضوع تحقیق : دلایل توجه به افکار عمومی در دنیای امروزی
نام استاد :
نام دانشجو :
آذز 1392
مقدمه :
به اعتقاد متخصصين مسايل اجتماعي در بين پديدههاي جمعي در حوزه علوم انساني، افكار عمومي گستردهترين و آشكارترين آنهاست. اين پديده شگرف كه با پويايي توانمند خود سرنوشت جامعهها را رقم ميزند، به موتوري ميماند كه چرخهاي اجتماعي را به گردش در ميآورد، ماشيني كه ميسازد، تخريب ميكند، تند ميرود، سر و صدا به راه مياندازد
. افكار عمومي بخشي از تاريخ ملتهاست، و در هر جامعه در بستر قالبهاي ارزشي، اجتماعي و فرهنگي آن جامعه شكل ميگيرد و تحول ميپذيرد. بنابراين ماهيت و صورت افكارعمومي از جامعه ايي به جامعه ديگر و حتي از زماني به زمان ديگر تفاوت دارد.
. باتوجه به اهميت افكار عمومي ، بويژه در سالهاي اخير، مطالعه آن به عنوان يك مقوله مهم در اكثر كشورها مورد تأكيد جدي قرار گرفته قرار گرفته، البته كشورهاي توسعه يافته خصوصا از دهه 1930 به اين طرف با تاسيس مراكز تخصصي واستفاده از دانشمندان علوم مختلف اجتماعي در اين حوزه پيش قدم محسوب ميشوند. چرا كه يكي از پارامترهاي مهم در مديريت جوامع شناخت افكار عمومي است و امروز از گذر اين شناخت منافع بسياري نصيب بهرهبرداران ميشود. بويژه اينكه در زمينه بررسي افكار عمومي نيز پيشرفتهاي بسيار چشمگيري حاصل شده است كه خود نشانهي اهميت آن است.
بنابراين امروزه شناخت "افكار عمومي" يكي از سرفصلهاي مهم مديرت اثر بخش در جهان محسوب ميشود. عوامل موثر در توجه به افكار عمومي رشد همه جانبه اين رشته تخصصي در سالهاي اخير، در سطح جهان به چندين عامل بستگي دارد كه بطور خلاصه به شرح زير است :
1- تكنولوژي هاي پيشرفته در اين حوزه تكنيكهاي بررسي افكار عمومي روز به روز ظريفتر ؛دقيق تر وكاربردي تر ميشود و به موازات آن پديده افكار عمومي رشد پيچيدگي بيشتري مييابد. اين تكنيكها ي نوين در بررسي افكار عمومي ، به افكار مردم واقعيت و وسعت ميبخشد و گاهي آن را كنترل ميكند. بنابراين ملاحظه ميشود كه تكنولوژي در خدمت شناخت ,مهندسي ومديريت افكار عمومي قرار ميگيرد
2- خوراك فراوان براي تغذيه افكار صاحبنظران و كارشناسان معتقدند در تاريخ بشر هيچ دوره ايي به اندازه زمان حال براي افكار عمومي خوراك وجود نداشته است. تحولات سياسي، درگيريهاي جناحي، انتقادهاي رسانهاي، همايشها، ميزگردهاي تلويزيوني، راديويي و مسائل زيست محيطي مثل؛ حمل و نقل، معيشت، تورم، دانشگاه و .... تاثير بسياري در شكل گيري وهدايت افكار عمومي دارد. كه شايد بتوان گفت يكي از مهمترين دلايل ان توسعه روز افزون رسانه ها ونفوذ ان در جوامع باشد
3- ضرورت توجه روز افزون به افكار عمومي در حوزه هاي سياسي ؛فرهنگي ؛اقتصادي وامنيتي سياستمداران ؛كارشناسان بين الملل ؛برنامه ريزان خرد وكلان فرهنگي ؛اقتصادي ,نظامي وامنيتي؛ صاحبان صنايع ,تجار وبازرگانان و... همگي براي دستيابي به موفقيت نيازمند شناخت ودرك صحيح افكار عمومي هستند
4- مسائل بينالمللي امروز ما در دنيايي زندگي ميكنيم كه بسياري از رفتارهاي ما وابسته به تصميمات بينالمللي و حتي ديگر كشورهاست بنابر اين در اين جهان كسي موفق است كه افكار عمومي و در كنار آن به سياستهاي بينالمللي توجه كند
5- رشد فزاينده روابط اجتماعي روابط اجتماعي در پرتو شكلگيري و تحولات افكار عمومي پيوسته و روز به روز غنيتر و مستحكمتر شده و ضرورت محكمترشدن اين روابط اجتنابناپذير گشته است.به اعتقاد بسياري رسانهها در اين زمينه نقش مهمي بر عهده دارند دارند با توجه به اينكه افكار عمومي ميتواند در روابط اجتماعي تغيير ايجاد كند لذا شناخت ان مهم ولازم است . مثلاً رسانهها قادرند نوعي همكاري، همدردي و همساني در ميان مردم يك كشور و حتي جهان ايجاد كنند؛ اگر افكار عمومي به اين ترتيب شكل بگيرد واقعي و مؤثراند. واگر غير از اين باشد ويرانگر
6- توسعه دموكراسي يا مردم سالاري با گسترش دموكراسي، مراجعه به آرا عمومي، برگزاري انتخابات ورفراندوم و ... اجتناب ناپذير است بنابراين براي اداره بهتر جامعه دولتمردان ناگزير به توجه به افكار عمومي هستندبنابراين بايد به افكار عمومي توجه كرد
7- توسعه نهادهاي آموزشي توسعه نهادهاي آموزشي، رشد افكار عمومي را به دنبال دارد، لذا توجه به آن ضروري ميشود
8- گسترش رسانهها و ارتباطات همانطور كه در بخشهاي قبلي هم بيان شد تنوع و تعدد رسانهه باعث پديد امدن تعقيرات شگرف در حوزه افكار عمومي در جهت مثبت يا منفي ميباشد بنابراين شناخت تاثيرات رسانه ها ابزار پيشرفته ايي در شناخت افكار عمومي است.. مثلاًٌ؛ راديو تلوزيون ؛ اينترنت وروزنامه ها ميتوانند منعكس كننده نظريات جامعهتلقي شوند وهمچنين ميتوانند عاملي در شكل گيري يا هدايت افكار عمومي تلقي شوند.
رقابت اقتصادي: رقابت وموفقيت در عرصههاي اقتصادي عاملي است كه نيازمند توجه به افكار عمومي است . واين موضوع در عرصه هاي بازرگاني واقتصادي بر هر سيستم اقتصادي موفقي امري بديهي وضروري تلقي ميشود.
رشد همه جانبه افکار عمومي در سطح جهان به چندين عامل بستگي دارد:
۱)تکنيک بررسي پيشرفته
۲) خوراک فراوان براي تغذيه افکار: تحولات سياسي، درگيري هاي جناحي، انتقادهاي رسانهاي، همايش هاو...
۳)به دلايل متعدد از جمله رقابتهاي سياسي ،تجاري واکنشها و داوريهاي مردم مورد توجه قرار دارد.
۴) مسائل بين المللي: در موضوعات مختلف کسي موفق است که به افکار عمومي و در کنار آن به سياستهاي بين المللي توجه کند.بسياري از رفتارهاي ما وابسته به تصميمات بين المللي و حتي ديگر کشورهاست.
۵) رشد فزاينده روابط اجتماعي : افکار عمومي در روابط اجتماعي تغيير ايجاد ميکند. روابط اجتماعي در پرتو شکلگيريها و تحولات افکار عمومي پيوسته و روز به روز غنيتر و مستحکمتر شده که رسانهها در اين زمينه نقش دارند.
۶)گسترش دموکراسي: با گسترش دموکراسي مراجعه به آرائ عمومي برگزاري انتخابات مورد توجه است.
دولتمردان نيز بايد به افکار عمومي توجه کنند تا بتوانند حمايت آنان را داشته باشند.
۷) گسترش نهادهاي آموزشي: توسعه نهادهاي آموزشي رشد افکار عمومي را به دنبال دارد.
۸)گسترش رسانهها و ارتباطات: توسعه فناوري هاي جديد موجب تنوع و تعدد رسانه هاي اينترنتي، مخابراتي، درون فردي و ... مي شوند.هر يک از اين رسانه ها منعکس کننده نظريات جامعه اند که در نهايت به توسعه افکار عمومي دامن مي زنند.
۹) شرايط اقتصادي:در عرصه اقتصادي بنگاه هايي موفق مي شوند که با شناخت افکار عمومي رفتار خود را تنظيم کنند.
افكار عمومی از جمله پدیدههایی است كه با ظهور دموكراسی در كشورهای غربی معنا گرفت.
در
واقع یكی از معیارهای میزان وجود دموكراسی در كشورها رضایت افكار عمومی
نسبت به عملكرد دولتمردان كشورها است. افكار عمومی در هر حوزهیی دخیل است. از این رو مسئولان باید در
مورد عملكرد خود همواره نسبت به افكار عمومی پاسخگو باشند.
بیتا شاه منصوری استاد علوم ارتباطات معتقد است: بشر از همان ابتدای تاریخ سعی
در شناخت افكار جمعی و فردی یكدیگر داشتهاند تا یكدیگر را تحت تاثیر قرار
دهند و به خواستهای خود دست یابند.
در عصر ما همواره با گسترش رسانههای همگانی و با سواد شدن عامه مردم، نیروی تازهیی پای به صحنه گذاشته است كه بدان افكار عمومی میگوییم.
این نیروی تازه كه تجلی اراده مردم و
خواست آنهاست، در تمام جهان بویژه در كشورهای دارای نظام پارلمانی و مردمی
نقش مهمی در شكل دادن به حوادث و رخدادهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی
دارد و كمتر دولتی است كه بتواند از رای آن سرپیچی كند یا آن را به حساب
نیاورد.
پیدایش روزنامههای كثیرالانتشار در قرن نوزدهم سبب پیدایش افكار عمومی شد.
در
واقع در جنگ جهانی دوم و حمله ایتالیا به اتیوپی زمزمه توجه به افكار
عمومی در جهان به وقوع پیوست. كارشناسان ارتباطات در این حوزه معتقدند
افكار عمومی واژهیی است كه از قرنها پیش مورد استفاده قرار میگرفته است.
بررسی تاریخی واژه افكار عمومی نشان میدهد كه چیزی است معادل اراده
مردم، احساسات عوام، عقاید مردم، روح میهنی، باورها و اعتقادات مردم.
مطالعه علمی افكار عمومی از اواسط قرن بیستم به بعد شكل گرفت و توسعه
یافت زیرا مجموعه شرایطی فراهم شد كه این كار را هم امكانپذیر ساخت و هم
ضروری.
حمید شیرازی دانشجوی دكترای علوم ارتباطات میگوید: افكار عمومی به عنوان
یك پدیده تازه ناگهان ظاهر نشد بلكه برعكس در گذشته هم این پدیده برای
متفكران و سیاستمداران مطرح بوده است.
ارسطو به نقش افكار عمومی به مثابه حامی قدرت حاكم یا عاملی برای سرنگونیاش اشاره كرده است.
ماكیاولی در كتاب شهریار مینویسد: این ملت است كه سزاوار توجه است،
زیرا كه از همه قویتر و نیرومندتر است. او در تعریف افكار عمومی میگوید: از
افكار عمومی تعاریف متعدد بیان شده است اما یكی از بهترین تعاریف در مورد
افكار عمومی تعریف مربوط به انجمن جهانی افكار عمومی است. این انجمن در
تعریف افكار عمومی اینچنین توضیح میدهد: افكار عمومی مجموعه عقاید افراد یك
جامعه نسبت به یك موضوع است كه آن افراد درباره آن موضوع، دارای منافع
و علایق مشترك هستند.
همه پژوهشگران افكار عمومی اتفاق نظر
دارند كه افكار عمومی پیرامون مساله، موضوع یا موردی تشكیل میشود. به
عبارت دیگر در آغاز باید مساله، موضوع یا موردی داشته باشد كه در آن زمینه
افكار عمومی تشكیل شود. مساله موضوع و موردی كه اساس افكار عمومی را تشكیل
میدهد باید دارای ماهیتی باشد كه افراد، طبقات، اقشار و گروههای یك جامعه،
نگاهها و دیدگاههای خاص خویش را نسبت به آن داشته باشند. وجود تفاوت در عقیده
و نظر نسبت به مساله، عامل كلیدی در تشكیل افكار عمومی است. همگان یا
عموم پس از طرح موضوع و مساله بایستی كه یك جمع یا گروهی از انسانها
وجود داشته باشند كه نسبت به آن مساله، موضوع و مورد به نوعی احساس
علاقه وابستگی، نفع، توجه و ارتباط كنند. در حقیقت این افراد «عموم» افكار
عمومی هستند. به عبارت دیگر همگان و عموم افرادی هستند كه در اثر احساس
علاقه و منافع نسبت به موضوع به صورت جمع و گروه متشكل میشوند.
یك كارشناس روابط عمومی معتقد است:
اساس فكر عمومی به نگرش ما استوار است. نگرش پایه و زمینههای پایدار
افكار عمومی است و افكاری كه فرد آن را میسازد محصول عوامل فرهنگی،
اجتماعی یا درون شناختی است.
حسین زارعی با اشاره به نقش مهم
اطلاع رسانی در جامعه و آگاه كردن افكار عمومی میگوید: افكار عمومی پدیدهیی
است كه در قرن بیستم بر اثر تحولات شگفت انگیز فناوریهای اطلاعاتی و
ارتباطی به اوج شكوفایی خود میرسد. افكار عمومی در مجموع دیدگاههای مطرح
شده از سوی گروهی از مردم پیرامون موضوعاتی است كه به دلیل اهمیت و
ارزش خود مورد استقبال و توجه همگان قرار میگیرد. از این رو پیوسته با نوعی
ارزشگذاری همراه است و در واقع نوعی داوری درباره حوادث و اتفاقات
روزمره یا حوادث و رخدادهایی است كه در آینده روی خواهد داد.
او در ادامه به نقش روابط عمومی ما در
ساماندهی افكار عمومی میپردازد: ابتدا باید افكار عمومی را معنا كرد افكار
عمومی یعنی چه؟ افكار عمومی یك نگرش و تفكر در روابط انسانها است كه با
محیط پیرامون خود در یك مقطع زمانی معین بر اساس موضوعات مطرح شده در
اجتماع به صورت بالقوه به وجود میآید كه بر اثر كنشهایی به صورت بالفعل
تبدیل میشود.
ممكن است این امر نشات گرفته از محیط
زمانی یا خارج از این محیط باشد كه هر كدام تحت تاثیر عوامل داخلی و
خارجی قرار میگیرند.
تقسیمبندی افكار عمومی
▪ افكار عمومی خود به ۴ دسته
كلی تقسیم میشود:
۱. افكار عمومی ملی: موضع اكثریت افراد ملت یا گروهی آگاه از میان
آنان در قبال یك قضیه اساسی و عمومی است كه محل گفتوگو و بحث بوده
باشد. این شكل از افكار عمومی با دولت در ارتباط بوده و به هر نظام سیاسی
حاكم بر آن اتكا دارد. افكار عمومی داخل هر كشوری در قبال مشكل اساسی و
مهمی كه آن ملت را آزار میدهد تشكیل دهنده افكار عمومی ملی است.
۲. افكار عمومی نژادی و قومی: افكار عمومی حاكم بر یك یا چند ملت
كه عادت و وجوه مشترك نیرومندی دارند مانند زبان یا تاریخ، منافع اقتصادی
واحد در قبال موضوع مهم در مرحلهیی از زمان است كه این افكار عمومی شكل
میگیرد.
۳. افكار عمومی منطقهیی: بین چند ملت در قبال یك قضیه مهم در یك
زمان منتشر میشود. اگر چه این ملتها از لحاظ تمدن و زبان با هم اختلاف
داشته باشند. با این حال مشكل و قضیه مهم مرزهای جغرافیایی آنها را در
نوردیده و اهداف و مصالح مشترك آنها را با یكدیگر مربوط ساخته است.
۴. افكار عمومی جهانی: هر تعبیر و بیان خود به خودی و غیرارادی از
نقطه نظر معینی است كه برای اثبات وجودش منحصر در جامعه محلی معینی نیست،
بلكه از مرزهای بین گروههای سیاسی فراتر رفته تا توافق خاصی را بین
طبقات یا گروههایی كه به بیش از یك كشور وابستهاند بیان كند. خواه آن
كشور در مجموعه یك اجتماع جغرافیایی قرار گیرد یا به بیش از یك اجتماع
جغرافیایی كشور پیوسته و منتسب باشد.
آنچه به عنوان اصلی پذیرفته شده از
سوی دول مختلف وجود دارد، احترام و پاسخگویی دولتها به افكار عمومی در
مورد كلیه مسائل و معضلات جامعه است. در واقع باید گفت كه هر چه
دولتمردان در جوامع مختلف پاسخگوتر به افكار عمومی باشند و به آنها اهمیت
بدهند حاكمیت آن از مقبولیت بالاتر نزد مردم برخوردار است.
تبلیغات در شناساندن پدیدهها به دیگران،
جایگاهی ویژه دارد. به همین دلیل پرداختن به نقش تبلیغات بر روی افكار
عمومی بسیار مهم است، زیرا بسیاری از اذهان در هنگام تصمیمگیریها و انتخاب
تحت تاثیر تبلیغات قرار میگیرند و بطور ناخواسته به مسیر تبلیغات هدایت میشوند.
چه
بسا تحولات بزرگ در تاریخ بشریت بوده است كه بخاطر تبلیغات پدیدار شدهاند
یا پنهان ماندهاند.
اما عرصه تبلیغات جنبه دیگری نیز دارد
و آن بخش تئوریك و تغذیهكننده آن است.
آنگونه كه بیژن شهبازخانی نماینده مجلس
شورای اسلامی معتقد است: «شعارهای تبلیغاتی اگر در عقبه آنها رفتار عملی
نباشد، عمر كوتاهی خواهند داشت». با توجه به این موضوع میتوان چنین
انگاشت كه برخی از شعارهای تبلیغی، صرفا در مقاطعی خاص بر زبان گویندگان
جاری میشوند. «چنین گفتارهای تبلیغی كه پشتوانه عملی ندارند، معمولا
عمرشان بسیار كم است».
باید توجه داشت كه گاهی همین تبلیغات
ظاهری نیز میتواند منشا آثار منفی در جامعه باشد زیرا ممكن است بسیاری از
مردم شیفته ظواهر كلامها یا رفتارهای تبلیغاتی شده و به مسائل پشت پرده
این نوع تبلیغات دقت كافی نكنند و بدین طریق گرفتار خواسته مبلغان شوند.
شهبازخانی در این باره میگوید: «در
میان مدت، مردم تفاوت شعارهای تبلیغاتی و شعارهای عملی را متوجه میشوند.
در حقیقت با گذشت زمان، افكار عمومی صرفا با سخن و حرف اقناع نمیشود و
مردم پس از مدتی به دنبال عملكرد و بازتاب بیرونی وعدهها هستند. تبلیغاتی
كه فقط احساسی هستند و برای آنها بازه زمانی گذاشته نمیشود، بطور قطع
جنبه ظاهری دارند، زیرا اگر مدت زمان خاصی برای آنها منظور شود، مردم پیگیر
عملی شدن، آنها خواهند شد.
از سوی دیگر مسعود دهنمكی سردبیر نشریه
صبح دوكوهه معتقد است: «تاثیر تبلیغات بر افكار عمومی، ریشه تاریخی دارد و این بحث
مربوط به یك موضوع خاص نمیشود»، همیشه تبلیغ پل ارتباطی بین افكار عمومی
و اذهان افراد خاصی بوده است. البته برای ایجاد این پل ارتباطی روشهای
ویژهیی نیز لازم است.
این فعال سیاسی در ادامه میافزاید:
«در دین اسلام نیز روشهایی مانند صداقت در گفتار و... مشاهده میشود».
متاسفانه غربیها بیشترین برداشت را از تعالیم دینی ما دارند، چرا كه آنها
به تبلیغات به عنوان یك استراتژی نگاه میكنند. به عنوان نمونه در جنگ
خلیج فارس، ابتدا شبكههای خبری وارد میدان شدند سپس تانكها و تسلیحات
نظامی كار خود را شروع كردند.
دهنمكی همچنین بیان میكند: «ما نباید
از قضیه افكار عمومی و تبلیغات غافل شویم. نباید كمیت نیروها و اینكه قدرت
تبلیغاتی آنها بیشتر از ماست مایه دلسردی و كمكاریمان شود.»
عرصه فرهنگی باید به عناصر فرهنگی
سپرده شود تا مقوله افكار عمومی نیز به تبع آن جدی انگاشته شود.
افکار عمومی و تبلیغات سیاسی
در قلمرو نظام ارتباطات اجتماعی سه
مفهوم روابط عمومی، رسانههای جمعی و افكار عمومی چه در مباحث نظری و چه
در عرصههای عملی، كاربرد فراوان دارند.
در دهههای اخیر كارشناسان روابط عمومی
نسبت به گذشته، بیشتر به افكار عمومی و نگرش سنجی اهمیت میدهند. ایجاد
رابطه مطلوب نیازمند به شناخت نگرش افراد درون و برون سازمانی است كه
استفاده از نتایج آن میتواند حلقه مهم ارتباطی بین مدیریت و مخاطبان
باشد، زیرا بدون شناخت افكار عمومی و تجزیه و تحلیل ابعاد گوناگون آن،
برنامهریزی ممكن نیست. در واقع با تكیه بر شناخت افكار عمومی است كه میتوان
حوادث یا رخدادها را در آینده پیشبینی كرد و نگرشهای منفی و بروز بحرانهای
درون و برون سازمانی را به حداقل آن كاهش داد.
مسئولان روابط عمومی بویژه باید در
مبحث افكار عمومی، دارای اطلاع و دانش وسیع باشند. اینان باید بدانند افكار
عمومی چیست، چگونه تشكیل میشود و به چه شكل تغییر مییابد.
مدیران سازمانها، همواره از مسئولان
روابط عمومی میخواهند تا افكار عمومی موجود را برای آنها ارزیابی كرده و
توضیح دهند یا در موارد نیاز، افكار عمومی مساعد ایجاد كنند و افكار عمومی منفی
را چنانچه وجود دارد تغییر دهند.
امروزه افكار عمومی از عوامل مهم زندگی
اجتماعی است و به همین سبب مورد توجه جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی
است، زیرا با دستیابی به افكار عمومی و بررسی ابعاد گوناگون آن است كه میتوان
به حوادثی كه احتمال وقوع آنها در آینده میرود، آگاهی یافت.
اهمیت روزافزون افكار عمومی در اعمال
قدرت سیاسی، حكومتگران را وا داشته تا برای جلب همكاری مردم، بیش از پیش
به نگرشها، باورها و تمایلات آنان توجه كنند و به منظور تامین خواستها و
نیازهای دستهجمعی، اقدامات متنوع و ضروری را انجام دهند.
● عقیده یا افكار
عقیده یا افكار عمومی به قالب تعریف
نمیآید و شرح وصف و اندازهگیری آن بسیار دشوار میباشد و خود نیز به چشم
دیده نمیشود. بنابراین قدرت و نفوذ آن به آسانی احساس میشود، نمیتوان دید
ولی فشار آن را در هر سانتیمتر مربع میتوان احساس كرد و اندازه گرفت .عقیده یا افكار opinion عبارت است
از: نقطه نظر قضاوت و ارزیابی پیرامون یك پدیده كه در ذهن به وجود میآید
و به یك صورت بیان میشود. واژه عقیده در مورد مطلبی كه یك حقیقت یا یك
واقعیت است به كار نمیرود. نمیتوان پرسید كه عقیده شما درباره عناصر
تشكیل دهنده آب چیست. این یك حقیقت علمی است كه آب از دو عنصر اكسیژن
و هیدروژن تشكیل شده است و به همین شكل در مواردی كه در امری اتفاق نظر
و وحدت كلی وجود دارد كلمه عقیده به كار نمیرود. هنگامی این واژه به كار
میرود كه اختلاف و نقطه نظرهای مختلفی پیرامون یك موضوع وجود داشته و
مساله بحثانگیز است.
افكار عمومی عبارت از برآیند گرایشها و
قضاوتهای ذهن افراد یك واحد اجتماعی اعم از گروه، جمعیت و اجتماعی یا
جامعه نسبت به یك جریان فرد، سازمان، رویداد، پدیده یا حكومت.
افکار عمومی، ویترین جوامع توسعه نیافته
ازتاب اتفاقات ریز و درشت زندگی همه
انسانها بستگی به افكار آنها دارد و به جرات میتوان گفت كه رفتارهای
انسانها و رنگ و شكلهای برگرفته از هر موضوعی تحت تاثیرات تفكرات هر فردی
شكل میگیرد.
گاهی این تفكرات مثبت، گاهی منفی و
گاهی نیز از سر تخیلات و تبلیغات در جامعه نشات میگیرد، تفكراتی كه در یك
كلام زندگی انسانها را شكل میدهد و به سوی اهدافش پیش میبرد.
افكار عمومی میتواند یك جامعه را به
سوی خوشبختی، ركود یا بدبختی و تحرك پیش ببرد. گاهی اوقات شایعاتی در
جامعه به وسیله عدهیی شكل میگیرد كه افكار عمومی را در برمیگیرد به
شكلی كه تمام افراد جامعه دیگر به حقیقت اعتنایی نمیكنند و به سوی شایعههای
بیشتر پیش میروند.
هدیه موسوی دانشجو كامپیوتر در این باره
میگوید: گاهی اوقات یكسری از خبرها كه از سوی منابع مختلف خبری و نادرست
ارسال میشود میتواند تاثیر بسیار زیادی بر افكار عمومی داشته باشد و آنها را
در برههیی از زمان دچار خشم یا نفرت كند و این میتواند در جامعه آثار سوئی
داشته باشد.
گاهی نیز پیش میآید كه یك عده اخبار
نادرست را در جامعه اشاعه میدهند و افكار عمومی را تحت تاثیر كلام خود قرار
میدهند، تا به اهدافی كه در سر دارند، برسند. مثلا در مورد ایدز در كشور ما
ارقام و آمار متفاوتی در سطح جامعه وجود دارد و شاید نگفتن واقعیت سبب میشود
تفكرات عده زیادی از افراد تحت تاثیر قرار بگیرد و باعث شود در مردم ترس به
وجود بیاید.
سامان مرادی نیز در این باره میگوید:
در جامعه ما مسائل سیاسی جنبه بسیاری از تفكرات انسانها را تشكیل میدهد و
شاید هركس برداشت خاص خودش را از قضایا داشته باشد. ولی در آخر باید دید
افكار عمومی جامعه را به چه سمتی میبرد. همچنین تبلیغات تاثیرات فراوانی
بر افكار عمومی در هر برهه از زمان میگذارد بطوری كه تبلیغات بسیار وسیع
در مورد چیزهایی مثل كلاسهای كنكور یا مدارس غیرانتفاعی و قبولی بیحد آنها
در كنكور باعث میشود افكار عمومی تحت تاؤیر این تبلیغات واقع شود و بسیاری
از مراكز آموزشی اینچنینی برای سودجویی كلان به وجود آیند. در هر صورت
افكار عمومی سیر شكلگیری یك جامعه در اعصار متفاوت است و باید دید كه تا
چه اندازه مردم از درك و شعور برخوردار هستند و افكار آنها تا چه حد میتواند
دستخوش اتفاقات بزرگ و كوچك شود.
سودابه راهی دانشجو سال آخر ارتباطات
در این باره میگوید: افكار عمومی با توجه به نظریههای برجستهسازی تحت
تاثیر رسانهها قرار گرفته است و در عصر فعلی افكار عمومی بر رسانهها و برعكس
تاثیر میگذارند.
البته به نظر من این تاثیرگذاری مقطعی
است و همیشه پایدار نخواهد ماند و در دوره زمانی خاصی تغییر خواهد كرد. مثل
حادثه شاهرخ و سمیه كه تاثیر زیادی بر افكار عمومی داشت و با گذشت زمان
اگر شاهرخ و سمیه دیگری به وجود بیایند، با توجه به اینكه افكار عمومی طی
این مدت تغییر كرده است، برای مردم عادی خواهد بود.
با این حال شاخصهای بسیاری در افكار
عمومی دخیل هستند كه به دو بحث سنتی و مدرنیته تقسیم میشوند. یكسری
افكار از گذشته در میان مردم مانده است و در جامعه در میان افراد سنتی جا
افتاده است ولی با این حال با توجه به گستردگی رسانهها افكار مدرنیته بر
افكار عمومی غالب میشود و افكار سنتی را بسیار كمرنگ میكند.
امین رحمانی، ۳۰ ساله در این باره میگوید: در جوامع توسعه یافته افكار عمومی
نقش حایز اهمیتی، غالبا بالای ۵۰ درصد
نقش غالب و تاثیرگذار را میگویند، البته ۱۰۰ درصد مشاهده نشده ولی نقش افكار بر جوامع توسعه یافته ۸۵ درصد است.
در جوامع توسعه نیافته و جهان سوم
مقالهیی كه از آن به عنوان افكار عمومی یاد میشود ۱۰ الی ۲۵ درصدی است كه فقط
از آن به عنوان ویترینی یاد میشود، چرا كه هرم فكری جوامع در حال توسعه
از بالا به پایین است و توده مردم از افكار غالب و حایز اهمیت سطوح بالای
هرم كه گاها روشنفكران و دولتمردان هستند، تبعیت میكنند لذا در جوامع
توسعه نیافته برآورد افكار و آمار دولتمردان یا روشنفكران تحت تاثیرگذاری
بر آنها و خطدهی به آنها میتواند نوعی تاثیرگذاری بر افكار عمومی باشد،
بدون اینكه نیاز به هرگونه توجیه و آگاهسازی مردم باشد، زیرا مردم در این
جوامع بدون تفكر و تعمق صرفا از گروههای مرجع تبعیت و الگوبرداری میكنند،
ولی در جوامع توسعه یافته به علت رشد رسانههای گروهی و نقش مطالعه و
تجزیه و تحلیل در زندگی افراد براحتی مقولات را به صرف گفته افراد نمیپذیرند،
بلكه نیاز به اعطای حداقل ظاهری آنها است.
به همین دلیل مشاهده میشود در جوامع
توسعه یافته كاربرد افكار عمومی صورتی پیچیدهتر و تخصصیتر دارد و بالطبع
جایگاه آن نیز در نزد عقلا، تصمیمگیران و دولتمردان و حتی حاكمان بیش از
آن چیزی است كه در جوامع توسعه نیافته نسبت به مردم حساب میشود.
افکار عمومی و تبلیغات سیاسی
قدمت افكار عمومی به قدمت تاریخ بشری است و
به جرأت می توان گفت در تمامی اعصار و قرون و در تمامی اجتماعات بشری افكار عمومی
درباره موضوعات مختلف شكل گرفته است.عبارت «صدای مردم صدای خداست» از كلیشه های رایج قرون وسطی است، اما شناخت
افكار عمومی به شكل امروزی آن ماحصل تلاش اندیشمندان قرون اخیر است. به رغم تعاریف
متنوعی كه از افكار عمومی ارائه شده، تاكید بر «عمومی و همگانی بودن یك ایده و نظر» وجه مشترك تمامی آنها است. این
ایده و نظر همگانی زمانی كاربرد می یابد كه معطوف به«حكومت» باشد. «ویلیام تمپل» نویسنده انگلیسی در
سال ۱۶۷۱ نوشت: افكار عمومی بنیاد و اساس هر حكومتی را تشكیل می دهد، در واقع
می توان گفت كه هر حكومتی به نسبتی كه افكار عمومی از آن حمایت می كند قوی یا ضعیف
می شود. بر این اساس افكار عمومی تنها زمانی دارای كاركرد واقعی خواهد بود كه به
موضوعات مبتلا به حكومت ها بپردازد و از این طریق نیروی خود را در جهت تایید یا
نفی آن اعمال كند. در این حالت افكار عمومی دارای قدرتی تصور می شود كه قادر به
تاثیرگذاری بر حكومت خواهد بود. طبیعی است
با چنین پشتوانه ای حكومت ها در پی كنترل
افكار عمومی برآیند و از آن در جهت منافع سیاسی مورد نظر بهره برداری كنند. به
عنوان نمونه جنگ عراق كه مرحله فیزیكی آن در اواخر اسفند ۱۳۸۱ آغاز شد از سوی آمریكا و متحدانش «ائتلاف برای صلح» نام گرفت. آغاز این جنگ را در واقع می توان پایانی
برای جنگ روانی طولانی مدتی دانست كه از قبل علیه عراق آغاز شده بود. «برخورداری
از سلاح كشتار جمعی» ، «مخفی كردن آن» و «حمایت از تروریسم» به عنوان موضوعاتی كه
طی ماه ها قبل از حمله به عنوان خط تبلیغی آمریكا علیه عراق برگزیده شده بود دلایل
اصلی این حمله را تشكیل می داد. این خط تبلیغی كه از سوی دولتمردان آمریكا ترویج
می شد از سوی ائتلاف رسانه ای پیگیری می شد. «ائتلافی كه بر پایه پرنفوذترین نهادهای رسانه ای و معتبرترین موسسه
افكارسنجی آمریكا بنا شده بود، فرصتی را در اختیار دولتمردان این كشور قرار داد كه
خط تبلیغی خود را به مهمترین موضوع افكار عمومی (طی ماه های قبل از جنگ) تبدیل كند.
هدف گذاری های مرتبط با حمله به عراق از
طریق شبكه تلویزیونی سی ان ان و روزنامه یو اس تو دی انتشار می یافت و نتایج آن در
نظرسنجی های موسسه افكارسنجی گالوپ اندازه گیری می شد. به نظر می رسد كه در این
ائتلاف سعی بر این بوده كه همگام با سخنرانی ها و اظهارنظرهای سیاستمداران
آمریكایی درباره حمله به عراق تحولات افكار عمومی نیز در این زمینه اندازه گیری
شود. «براساس این عملیات ، تحولات افكار عمومی از ژوئن سال ۲۰۰۲ مورد بررسی قرار گرفت و در فاصله های زمانی متناوب گرایش عمومی نسبت
به انجام این حمله ارزیابی شد. بررسی نمودارهای میزان حمایت عمومی مردم آمریكا از
حمله به عراق در خلال نظرسنجی های انجام شده در ژانویه ۲۰۰۲ تا مارس ۲۰۰۳ نشان می دهد كه ایده
دشمن جلوه دادن عراق، با موفقیت پیش رفته است.»
و یا در اثر تبلیغات سیاسی
و انتخاباتی شارون بیشتر اسرائیلی ها پیش از انتفاضه مسجدالاقصی در سال ۲۰۰۰ میلادی تصور می كردند كه او شخصیتی بی باك است كه اگر به ریاست حزب
لیكود و سپس نخست وزیری اسرائیل برسد قادر است امنیت را برای آنان تامین كند.
بنابراین «نفس وجود رسانه های پرتوان
ارتباطی كه قادرند سرتاسر قاره ها را پوشش دهند قدرت را میان رهبران سیاسی، ملی و
جامعه جهانی جابه جا خواهد كرد. از این رو بارون های جدید رسانه ای بی آنكه
الزاماً چنین قصدی داشته باشند نقش افكار عمومی جهانی را در دنیا به طور ریشه ای
تغییر می دهند.» بر این اساس افكارعمومی عبارت است از «برآیند گرایش ها و قضاوت
های ذهن افراد یك واحد اجتماعی اعم از گروه، جمعیت و اجتماع و یا جامعه نسبت به یك
جریان، فرد، سازمان، رویداد، پدیده و یا یك حكومت و ... است.
ضرورت اهمیت به افکار عمومی از انسان های اولیه تا قرن اتم
گرچه سنجش افكار عملا در فاصله میان دو
جنگ جهانی پدید آمده است، ولی باید ریشههای آن را در قرن هجدهم كه در
اروپا كمكم مساله شناخت جمعیت و شمارش نفوس مطرح شد جست. در حقیقت سنجش
افكار در غرب زاده شد و مبانی و تكنیكهای این رشته نیز در آن سامان پرورش
یافت.
در اواخر قرن نوزدهم با استفاده رسمی
از روش نمونهگیری كه كاشف آن (كیه) جامعهشناس فنلاندی بود، تحقیقات شكل
علمیتری یافت و گام اصلی برای سنجش و پژوهش در افكار عمومی برداشته شد.
سال ۱۹۳۶ را میتوان تاریخ تولد رسمی سنجش افكار به شمار آورد. در این
زمان (روزولت) به عنوان كاندیدای ریاست جمهوری امریكا معرفی شده بود. نشریه
رید رزدایجست عقاید ۲۴ هزار رای دهنده
امریكایی را از طریق تماس تلفنی گردآوری كرد. نتیجهیی كه به دست آمد،
بیانگر آن بود كه روزولت در این انتخابات پیروز نخواهد شد.
هم زمان با این نظرخواهی گالوپ به
كمك روشهای نمونهگیری با پنج هزار امریكایی مصاحبه كرد و سپس اعلام داشت
كه روزولت برنده خواهد شد. به این ترتیب پس از برگزاری انتخابات كه به
پیروزی روزولت انجامید، برای اولین بار صحت این روش به تایید رسید. در عین
حال، این واقعه نشان دهنده آن بود كه روشهای كلاسیك اندازهگیری افكار
عمومی، با وجود وسعت دامنه، اشتباهات زیادی دارد. البته روشهای نوین نیز
نقایصی داشت. حادثه ناگوار سال ۱۹۴۸ موید
این مدعا بود. در این سال تمام نظرخواهیها دلالت بر شكست «ترومن» در
انتخابات داشت. حال آنكه برعكس تمام انتظارات، وی در انتخابات پیروز شد.
غالبا گفته میشود كه روابط عمومی
پدیده جدیدی است اما با اندكی تعمق پی خواهیم برد كه فعالیتهای روابط
عمومی تازگی ندارد و تلاش و كوشش برای مقابله با افكار عمومی وسیعی در
برقراری ارتباط و تفاهم با مردم از عهد باستان وجود داشته است و تنها ابزار
و ادوات روابط عمومی و درجه مهارت و تخصص كارشناسان روابط عمومی و شدت و
وسعت مساعی لازم امروزی در این زمینه است كه نسبتا تازگی دارد.
قدرت افكار عمومی در مهار كردن فعالیتهای
بشری از قرنها پیش شناخته شده بود و با اینكه اصطلاح افكار عمومی از قرن
هجدهم متداول شد، معهذا از همان عهد باستان فرمانروایان متوجه نیروی افكار
عمومی بودند و افكار عمومی همواره قدرت و اثر خود را نشان داده است. سنگ
نبشتههایی كه از شاهان بزرگ هخامنش باقیمانده نشان می دهد كه
فرمانروایان هخامنش به قدرت و تاثیر افكار عمومی وقوف داشتهاند و منظور از
این سنگ نبشتهها نفوذ در افكار عمومی بوده است. در ادوار یونان و روم
باستان نیز افكار عمومی در شكل دادن به حوادث نقش مهمی ایفا كرده، گو
اینكه جامعه های باستانی، بسیار كوچك و راه های ابراز عقیده و نظر محدود
بوده و وسایل ارتباط بین مردم در آن زمان صورت ابتدایی داشته است.
فضلای یونان باستان در اهمیت اداره و
افكار عمومی تحقیق و مطالعههایی كردهاند ولی هیچگاه این اصطلاحی را كه
امروز به كار می بریم به كار نمیبردند. عبارت و اصطلاحاتی كه از روم باقی
مانده نشان میدهد كه آنها نیز به تاثیر افكار عمومی واقف بودند و عبارت
«صدای مردم صدای خداست» را به كار میبردند.
همچنین مردم عهد باستان متوجه بودند كه
با نشر اطلاعات میتوان در اذهان مردم و در نتیجه در اعمال مردم نفوذ كرد.
دلایلی از كوشش آنها در این زمینه به كمك باستانشناسان به دست آمده است. باستانشناسانی كه
در عراق مشغول كاوشهای علمی بودند یك بولتن كشاورزی به تاریخ ۱۸۰۰ سال پیش از میلاد به دست آوردهاند كه طرز كشت محصول و آبیاری
آن و طرز مبارزه با موشهای صحرایی را به كشاورزان آن زمان تعلیم میداده
است. آثار مكتوبی كه از مصر قدیم باقیمانده و سنگ نبشتههای عهد هخامنشی
كه حاوی اطلاعات درباره شاهان بزرگ هخامنش و تجلیل از نام آنها است،
نمونههای دیگری از این نوع فعالیت ها است. بطور كلی قسمت عمده آثار ادبی
و هنری عهد باستان به منظور جلب پشتیبانی مردم برای سلاطین و روحانیان و
رجال دیگر آن زمان بوده است، جیور جیكس، یكی از آثار «ویرجیل» و نمونهیی
از مساعی و تلاش شاعر نامدار رومی است كه برای ترغیب شهرنشینان به كوچ
كردن به مناطق روستایی و كشت مزارع جهت تامین آذوقه جمعیت روزافزون آن
زمان تنظیم یافته است.
«دموستن» خطیب مشهور با ایراد سخنرانیهایی
با نقشههای جهانگشایی «فیلیپ مقدونی» مخالفت میورزید. ژول سزار قیصر معروف با فرستادن
گزارشهای مخصوص به عنوان فرماندار (سرزمین گل) مردم را به فتوحات درخشان
خود آشنا میساخت، عدهیی از مورخان معتقدند كه اثر معروفی به نام «تفسیر»
كه از روم باستان باقی مانده به قلم خود سزار و به منظور تبلیغ برای
سزار نگارش یافته است.
قرنها پیش پادشاهان انگلیس صدراعظمهای
خود را نگاهدارنده وجدان پادشاه مینامیدند و با این عمل متوجه بودند كه
برای برقراری حسن ارتباط بین مردم و دولت شخص ثالثی لازم است. كلمه پرو
پاگاند در قرن هفدهم به كار رفت و آن زمانی بود كه كلیسای كاتولیك برای
تبلیغ و پروپاگاند رشتهیی در دانشكده دایر كرد.
«ادوارد برنیز» در كتاب كلاسیك خود
پیرامون روابط عمومی تحت عنوان شكل بخشیدن به افكار عمومی شرح میدهد كه
اندیشههای مرتبط با روابط عمومی در خلال دوران شكوفا شد؛ دورانی كه مردم
اجازه یافتند آزادانه حرفهای خود را بزنند و در رقابتهای اقتصادی مشاركت
كنند.
در تمامی دورههای دموكراسی، از جمهوری
رم گرفته تا نظام كنونی ما، رسالهها، مقالهها، سخنرانیها و دیگر قالبهای
خطابه، به قصد سلطه بر افكار عمومی به كار گرفته شدهاند. البته كشورها و
نهادهای غیردموكراتیك هم این ابزارها را به خدمت گرفتهاند. اما در جایی كه
امكان بحث و انتقاد وجود ندارد، امكان تعالی به سوی گفت و شنود نیز كه ما
آن را با وظیفه روابط عمومی در مسوولانهترین و جامعترین شكل اجتماعیاش
مرتبط میدانیم نمیتواند وجود داشته باشد. به قول مدرسان یاد شده بطور
مسلم فعالیتهای روابط عمومی همیشه دو طرفه، دوسویه یا متقارن نبوده است
اما در جامعه دموكراتیك افراد در تعبیر، تفسیر و بحث درباره پیامهایی كه
دریافت میدارند در صورت تمایل میتوانند آزادانه با پیامهای دریافتی
مخالفت كرده نسبت به آن عكسالعمل دلخواه خود را نشان دهند.
نمونه بسیار خوب استفاده از مهارتهای
روابط عمومی برای پیشبرد دموكراسی جریان انقلاب امریكا است. توماس پین و
ساموئل آدامز دو تن از مبلغان بزرگ، نویسندگان، سخنرانان، مناظرهگران و
سازماندهندگان این انقلاب بودند كه برای جلب توجه افكار عمومی حتی وقایع
و مراسم جدیدی را خلق میكردند. مثلا برگزاری مراسم ویژه میهمانی چای در
بوستن (در زمان انقلاب امریكا) چنان تاثیرگذار بود كه حتی امروزه نیز هیچ
كودك دبستانی را نمیتوان یافت كه با آن آشنا نباشد. تكیه انگلیسیها به
قدرت و برتری نظامیشان نادیده گرفتن افكار عمومی و عدم مقابله جدی با
انقلابیون عواملی بودند كه به این مبلغان انقلاب كمك كرد، بسیاری از
فنونی كه منجر به تولد ملت ما و توسعه آن در مناطق اولیه گردید، در پیشبرد
جنبشهای اجتماعی و نهضتهای اصلاحطلبانه قرن ۱۹ به كار گرفته شد. یكی از آن نهضتها جمعآوری اعانه و بسیج
افكار عمومی در لغو بردگی سیاهپوستان بود.
برنامه دیگر جهت احقاق حقوق زنان در
همین مقطع تهیه دادخواستها، نوشتهها و سخنرانیهای فراوانی باعث اصلاحاتی
در مورد حق اطلاق سرپرستی اطفال و حق زن در اموال خانواده گردید. در خلال
قرن نوزدهم در غرب، نامزدهای مشاغل سیاسی و صاحبان مقامات نیز ارزش
تبلیغات را دریافتند. این دوره تاریخی شاهد تولد آژانسهای مطبوعاتی سیاسی
و دفاتر مطبوعاتی كنونی است كه كارشان كمك به سنجش و بازنگری افكار عمومی
جامعه درباره موضوعات سیاسی و همچنین سازماندهی مسافرتها، سخنرانی
نامزدهای انتخابات در نقاط مختلف كشور و گردهمایی است كه به مناسبت رقابتهای
انتخاباتی تشكیل میشود. در سال ۱۹۰۶ آیویلی
كه مانند «برتیز» از پیشاهنگان روابط عمومی به حساب میآمد، مدیریت یك
معدن زغالسنگ را برای رویارویی با اعتصاب كارگرانش به عهده گرفت. او در
اقدامی كه به سهم خود انقلابی در رابطه بین مدیریت و كاركنان تلقی میشد
به گردانندگان این معدن توصیه كرد كه به جای طفره رفتن از پاسخگویی به
سوالهای كارگران با آنها به گفت و شنود بپردازند و خط مشی و برنامههای
شركت را برای آنها تشریح كنند. «لی» سپس مشاور روابط عمومی راكفلر شد و در
همین راستا به آنها توصیه كرد كه با كارگران رابطه متقابل داشته باشند و
در كارهایشان از سیاستی روشن و بیپرده پیروی كنند.
بین مردم و دولت شخص ثالثی لازم است.
كلمه پروپاگاند برای مرتبه اول در قرن هفدهم به كار رفت و آن زمانی بود
كه كلیسای كاتولیك برای تبلیغ و پروپاگاند مسیحیت، دانشگاه تبلیغ دایر كرد.
تئودور روزولت مبارزه خود را با موسسات
بزرگ صنعتی به پیشگاه افكار عمومی برد و در آنجا بر حریفان فایق آمد.